تحقیق ناصرالدین شاه و پندهای امیرکبیر

دانلود تحقیق با موضوع شاه و امير، در قالب Word و در 93 صفحه قابل ویرایش. بخشی از متن تحقیق : يك صبح نيم رنگ بهاري ناصرالدين شاه كه تازه به سلطنت رسيده بود زير چتحقیق ناصرالدین شاه و پندهای امیرکبیر|39020385|fl|ناصرالدين شاه , دانلود تحقیق ناصرالدين شاه , پاورپوینت ناصرالدين شاه , تحقیق در مورد ناصرالدين شاه , تحقیق درباره ناصرالدين شاه , تحقیق راجع به ناصرالدين شاه , تحقیق آماده ناصرالدين شاه , پاورپوینت در مورد ناصرالدين شاه , تاریخ , دانش آموزی , ,,,
هم اکنون فایل با مشخصه ی تحقیق ناصرالدین شاه و پندهای امیرکبیر وارد وب شده اید برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب یا دریافت فایل بروید.

دانلود تحقیق با موضوع شاه و امير،
در قالب Word و در 93 صفحه قابل ویرایش.


بخشی از متن تحقیق :
يك صبح نيم رنگ بهاري ناصرالدين شاه كه تازه به سلطنت رسيده بود زير چنار روي چهارپايه كوتاهي نشسته با قلم آهني و مركب سياه مشغول نقاشي بود. شاه جوان كه از ده سالگي عاشق هنرهاي زيبا شده و به شعر و نقاشي علاقمند و از خدمت چندين استاد استفاده كرده و اين ايام نزد ميرزاابوالحسن خان غفاري تعليم مي گرفت در بيرون و اندرون هر وقت كه شوق هنرهاي زيبا به سرش مي افتاد شعر مي گفت و نقاشي مي كرد.
در بيرون صورت وزراي درباريان و سفرا را مي كشيد و در اندرون شبيه خانمها و كنيزان و خواجه سرايان را مي ساخت كه همه در نهايت شباهت بودند و زير هركدام يك جمله مناسب اوضاع و احوال آن شخص و يا شعري يادداشت مي كرد. مثلا زير صورت ميرزايوسف مستوفي الممالك نوشته بود: درويش است و شاهد باز. زير صورت سامي افندي سفير عثماني نوشته بود: ترك و حديث دوستي قصه آب و آتش است. زير صورت يكي از شاهزادگان درجه اول نوشته بود ديوث است و پول پرست. صورت اغلب زنهاي اندرون را هم كه طرف توجه بودند سياه قلم ساخته بود. زير صورت جيران نوشته بود: گر كسي سرو شنيده است به رفتار اين است. زير صورت گلين خانم نوشته بود: گويند دهان غنچه تنگ است اما نه به تنگي دهانت. زير صورت شيرازي كوچكه نوشته بود: آن سيه چرده كه يريني عالم با او است. زير صورت دلپسند خانم نوشته بود:
يارت آمد أي عشق دين و دل مهيا كن يا به عشوه راضي شود يا به غمزه سودا كن
زير هر كدام هم امضا كرده بودند مشقه العبد الفقير ناصرالدين شاه قاجار از نقاشي كه خسته شد با دو سه نفر از خانم هاي حرم كه شاعره و اهل ذوق بودند به شعر خواندن مشغول شد و اين غزل را كه پريدوشين ساخته بود براي آنها خواند...